زندگی خسته ام از زنده ی زندانی تو
منزجر گشته ام از شور وپریشانی تو
گرچه احوال تو را اهل جهان میداند
زهر تلخی است نداستن ارزانی تو
همه محو تو و پنهان ز خود و ایمان اند
همه جذبند به این جذبه ی قاجاری تو
تو کجا مانده ای از بهر من وخلق دگر
زنده بادا تو بگو به خُلق پیمانی تو
همه درگیر تو و پیرو راه بدن اند
ای لعن به این فنون و آزادی تو
برچسب: زندگی,زندگی و دیگر هیچ,زندگی زیباست,زندگی خصوصی,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگی نامه,زندگی با چشمان بسته,زندگی شعر,زندگینامه فروغ فرخزاد,
نویسنده: لیلا حیدری